اضطراب و راههای مقابله با آن

به زبان ساده نبود آرامش فکری و ذهنی در انسان را میتوان اضطراب نامید. یا اگر بخواهیم تعریف روان شناختی به زبان ساده بکنیم باید بگوییم که: اضطراب، جزو اختلالهای خلقی میباشند، و اختلالهای خلقی به اختلال هایی گفته میشود که با آشوبها و دگرگونیهای شدید هیجانی همراه هستند. آشوبهای هیجانی معمولن از طریق اضطراب، خشم و افسردگی منعکس میشوند. اضطراب، در بسیاری از بیماریهای جسمی و به خصوص اختلالات روانی، نقش مهم و تاثیر گذارنده ای دارد. پس برای بهداشت تن و روان حتمن باید آگاهی خود را در مورد اضطراب افزایش دهیم. در این نوشتار موارد زیر را به طور کوتاه مورد بررسی قرار میدهیم:

۱- اضطراب چیست و ماهیت و کیفیت آن چگونه است؟ تعریف و همه گیر شناسی ( اپیدمیولوژی)
۲- عوامل بوجود آورنده اضطراب چیست؟ سبب شناسی (اتیولوژی)
۳- چگونه اضطراب را درمان کنیم و انواع اضطرابها؟ درمان و طبق بندی

۱- اضطراب، ماهیت و کیفیت آن
اضطراب واکنشی است که ما به ترس و فشار فزاینده ای که داریم نشان میدهیم. ترسی پنهان و آماده ، حاکی از اینکه اتفاق ناگواری در شرف شکل گیری و وقوع است. ویژگی اضطراب ترس مداوم و موهوم است. اضطراب و تنش همیشه یک پدیده ساده و کاملن قابل فهمی نیست، به همیت دلیل علل آنهم نیز در برخی موارد پیچیده است.

اضطراب یکنوع دلواپسی و بی قراری است که ممکن است چند روز ادامه یابد و این با استرسهای موردی که در زندگی خانوادگی و اجتماعی روز مره داریم که چند ساعت و یا یکی دو روز تحت استرس قرار میگیریم و سپس رفع میشود کاملن فرق میکند. چون اضطراب رفع نمیشود، ممکن است که برای چند ساعت خاموش و غایب باشد ولی باز دوباره بر خواهد گشت. که معمولن با داشتن اضطراب نه تنها آرام و قرار نداشته، بلکه انرژی زیادی سوزانده و سلب آرامش فکری و ذهنی شده که همیشه نگران و مشوش هستیم. اضطراب دارای نشانه ها ی ذهنی و جسمی هردو میباشدو از نشانه های جسمی میتوان از جمله به موارد زیر اشاره کرد:

الف – فعالیت شدید شاخه سمپاتیک دستگاه عصبی خودکار که باعث؛ لرزش، عرق کردن بیش از حد، سرعت، شدت و ناموزونی طپش قلب، بالا رفتن فشار خون که باعث سرخ شدن چهره هم میشود، سرگیجه، خشکی و عدم تعادل شیمیایی بدن.
ب- احساس ضعف و خستگی بیش از حد بدن.
پ- بی قراری و دلواپسی مستمر.
ت- لرزشهای موردی با تیکهای عصبی اعضا بدن.
ث- ناراحتیهای دستگاه گوارش، مانند؛ تهوع، نفخ، ترش کردن معده، دل پیچه.

در میان نشانه های ذهنی، از جمله، میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
الف – نداشتن تمرکز نسبت به موقعیت(کنونی) خویش.
ب – ترس از بدبختی خویش.
پ – ترس از بی دفاع ماندن،در تنگنا قرار گرفتن، دیوانه شدن و یا مردن.
ت – ناتوانی در راحت بودن و رفع خستگی خویش.
ث- فرار از خود.
ویا بصورت فشرده میتوانیم مربع نشانه های اضطراب را اینجنین بیان کنیم :

۱ – تاثیر اضطراب بر بدن مثل لکنت زبان (نشانه های جسمی)
۲- تاثیرات اضطراب بر رفتار (نشانه های بیمار رفتاری)
۳- تاثیرات اضطراب بر ذهن (وسواس های ذهنی)
۴ – تاثیرات اضطراب بر احساسات و عواطف (بسیار حساس و زودرنج بودن)

اضطراب یک هشداری برای ما انسانها میباشد که راه سالم و درست زندگی را گم کرده ایم وه باید به راه سالم و مفید زندگی برگردیم، به همین جهت است که اضطراب میتواند هم سبب نابودی، و هم سبب هشیاری ما گردد. که در صورت انتخاب راه دوم انسان خود را باز یافته و دیدگاه و زندگی نوی همراه با بینش جدیدی خواهد داشت.

اضطراب میتواند طبیعی یا غیر طبیعی باشد. اضطراب طبیعی در موقعیتهای مخاطره انگیز به وجود آمده که با استفاده از تواناییهای فیزیولوژیکی و شناختی انسان، میتوان راه حلهای مناسب را برای مواجه باآن یافت چون این نوع اضطراب گذراست و بنوعی نقشی سازنده در زندگی داشته و شدت و ضعف آنهم بستگی به علت آن دارد. اما اضطراب غیر طبیعی یا بیمارگونه، اضطرابیست که گذرا نیست و تا درمان نشود با انسان میماند که باعث تنش درونی و اختلال در عملکرد شخص میگردد. به گروهی از سندرمهای روانشناختی که تظاهر اصلی آن، وجود چنین اضطراب غیر طبیعی را ایجاد میکند؛ اختلالات اضطرابی گفته میشود. معمولن چهار گروه از افراد بیشتر مستعدابتلا به ترس و اضطراب هستند:

الف – افراد درونگرا.
ب – افراد واسواسی.
پ – اشخاص منفعل و فاقد اعتماد به نفس.
ت – اشخاص عصبی.

۲- عوامل بوجود آورنده اضطراب:
اضطراب ریشه در کودکی و تصمیمها، و فکر غلط ما دارد. اضطراب ریشه در ترسهای موهوم ما که در گذشته های دور داشته ایم و تا امروز آن را با خود حمل کرده ایم دارد. اضطراب ریشه در سرزنشهای زیاد خود و احساس گناههای بی مورد ما دارد. ریشه در احساس حقارت کردنها، از آبرو حراسیهای بی مورد و موهوم، از ترسهای حیثیتی دارد. ریشه در عادتهای مضر و نابجا، و پندارهای غلط ما،ریشه در نا امنی، محدودیتها و عدم آزادیهای ما دارد، که همه اینها باعث ایجاد حساسیتهای منفی در ما شده که نتیجتن از ما یک انسان مضطرب ساخته است.

ریشه های اضطراب گوناگون و تا اندازه ای پیچیده میباشد. ولی امروزه، خوشبختانه با پژوهشها و بررسیهای علمی که انجام گرفته ما میتوانیم به سادگی اضطراب خود را رد یابی کرده و درمان نماییم. که کار دشواری نیست و فقط جدیت و پشتکارو علاقه میخواهد. چون گاهی باید کارهایی را که به آن عادت کرده ایم ترک کرده و کارهای دیگری را جایگزین آنها کنیم. حتی ممکن است نوع خوراک خوردن خود را عوض کنیم.

همه گیر شناسی:
اضطراب یکی از شایعترین بیماریهای روانی در دنیاست. تخمین زده میشود که در دنیا تقریبن از هر چهار نفر یکنفر(در ایران این نخ بسیار بالاتر از آمار جهانی است) قبلن، حد اقل به یک اختلال اضطرابی مبتلا شده و یا هست. زنان دوبار بیشتر از مردان به اختلالات اضطرابی دچار می شوند.

سبب شناسی:
سه نگرش کلی به علل ایجاد کننده اضطرابه وجود دارد :

الف – نگرش روان پویایی
بر اساس این نگرش اضطرابات ناشی از تعارضات حل نشده ناخودآگاهی است که معمولن از دوران کودکی انسان باقی مانده است.

ب – نگرش رفتاری
این نظریه اضطراب را پاسخی شرطی شده نسبت به یک محرک محیطی خاص میداند. به عبارت دیگر اضطراب با همه علایم خود رفتاری است که یاد گرفته و آموخته شده است.

پ – نگرش زیستی
تحریک پذیری سیستم اوتونوم، افزایش غیر عادی فعالیت لوکوس سرلئوس در مغز، بی نظمی در برخی واسطه های شیمیایی (هورمون) مثل سروتونین، نوراپینفرین و گابا در پیدایش اضطراب موثر شناخته شده اند. پژوهشهای علمی نشان میدهد که عوامل ژنتیکی نیز در بروز اضطراب نقش اساسی دارد.

طبقه بندی
در اینجا بدون اینکه به شرح انواع اختلالات اضطرابی بپردازیم فقط بر اساس آخرین چاپ راهنمای تشخیص آماری می پردازیم که عبارتند :(DMS – IV) اختلالات روانپزشکی

۱ – اضطراب ناشی از یک بیماری طبی
۲- اضطراب ناشی از مواد مخدر
۳ – اضطراب منتشر
۴- اختلال هراس
۵ – اختلال ترس
۶ – اضطراب وسواس جبری
۷ – اختلال بعد از استرس تراماتیک

۳- درمان اضطراب:
قبل از اینکه به بحث درمان اضطراب بپردازیم، باید ببینیم که از دید روانشناسی(برخی از روانشناسان)، هدف زندگی چیست؟ میدانیم که در جهان انسان تنها موجودیست که دارای خرد و فرهنگ است. موجودات دیگر بر اساس غریزه که یک مکانیسم؛ خودکار،مسلط ، نا آگاه، متناوب عمل کننده است عمل میکنند که انسان فاقد آن است و باید بر اساس انتخابهایش زندگی نماید. پس حیوان بر اساس این مکانیسم زندگی میکند، به عبارتی دیگر هر آنچه را که میخواهد دارد و چیزی غیر از آنجه که دارد نمیخواهد. به عبارتی میتوان چنین ابراز داشت که هدف زندگی حیوان غیر از هم سویی با غرایزش برای زنده ماندن محدود نیست.

اما در انسان اینگونه نیست زیرا که انسان چیزی بیش از آنچه که دارد میخواهد و هرآنچه را که میخواهد، ندارد. پس ناگزیر به انتخاب است، که اگر انتخابهایش درست باشد زندگیش بهتر است و اگر انتخابها نادرست باشد دچار اشکال و زحمت میشود. هر چقدرانتخابهایش با آگاهی و خرد و هرچقدر خرد و آگاهی خود را تکامل بخشیده باشد زندگیش راحت تر و با آرامش تر خواهد بود. و برای انتخابهای درست باید اهدافی را در زندگی دنبال نماید. که ما آنها را هدف زندگی مینامیم و باور داریم که این اهداف زندگی بر اساس نظریات استاد فرهیخته دکتر پیمان آزاد در کتابها و تالیفات متعددش باید بر اساس ویژگیهای زیر باشد:

الف – آرامش و رضایت درون (بسیار مهم!)
ب – شادمانی و سر زندگی
پ – خود شکوفایی ( که هم مفید برای خود و هم مفید برای دیگران و جامعه)
ت – تغذیه سالم
ث – فعالیت سالم
ج – زندگی در محیط و آب و هوای سالم

پس نتیجه کلی از اهداف زندگی بالا اینست که یک روند سالم زندگی میتواند ما را خلاق و مبتکر و شاد نماید.چون اضطراب و ترس آفت بزرگ زندگی و علل اصلی نا کامیهای ما در زندگیست و باعث افسردگی و اختلالات جسمی و روانی است که مانع ایجاد یک فکر سالم در ماست در اینجا راهکارهایی برای از بین بردن این اضطراب جانسوز ارائه میشود. البته باید توجه داشت که اضطراب هم مثل بسیاری دیگر از بیماریهای روانی، بستگی به نوع و شدت وضعف اضطراب باید از هر دو طریق دارو درمانی و روان درمانی درمان گردد. که شخصن معتقد به روان درمانی از نوع شناخت درمانی بر مبنای واقعیت میباشم.

در وهله اول باید به یک سری نکات اساسی عمل کنیم: همانطوری که قبلن بیان شد اضطراب یک سر در درون (عوامل درونی) و یک سر در بیرون ما(عوامل بیرونی) دارد که عوامل درونی تصور ذهنی است که ما از خود داریم وعوامل بیرونی شامل خانواده، محیط اطراف ما و جامعه میباشد.یکی از الگوهایی که برای شکوفایی خودتوسط مولز ارایه شده ارضا پنج نیاز اساسی انسان است:

۱- نیازهای جسمانی.
۲- نیازهای ایمنی.
۳- نیازهای احساس تعلق و عشق
۴- نیاز به احترام بر اساس احترام متقابل.
۵ – نیاز به آگاهی و فهم.

برای بر آورده کردن نیازهای بالا راهکارهای زیر را باید بکار ببندیم:
الف – شناخت ساختار فیزیولوژیک اعضای بدن و عملکرد غده های هیپوفیز و هیپوتالاموس.
ب – دگر گونی در باورها و شناخت ساختار سنتی ذهن.
پ – استفاده از رفتار درمانی برای عادت زدایی و حساسیت زدایی. (رفتار درمانی امروزه یکی از راهکارهای روانکاویست که به جای تمرکز بر فرایندهای درونی همچون رویاها، تخیلات و تکانه ها، بر رفتار قابل مشاهده انسان و نحوه تغییر آن تمرکز دارد).

ت – استفاده از آموزه های اخلاقی عملی برای کم کردن تنش های زندگی (بسیار اساسی و در مثلث انسان سالم یکی از ارکان سه گانه انسان سالم میباشد).
ث – استفاده از دارو برای تقویت اعضای بدن و سلسله اعصاب با تجویز روانپزشک.
ج – داشتن شغل دور از تنش و کار در محیط سالم.
چ – تقویت بعد معنوی انسان(اخلاق). شناخت بیگاری و دست کشیدن از آن.
ح – ورزش در هوای سالم.
خ – تغذیه سالم

راهبردها و راهکار های بالا جواب نخواهد داد مگر اینکه صادقانه به پرسشهای زیر جواب دهیم و نخواهیم پا روی واقعیتها گذاشته و دوباره خود را گول بزنیم. باید با خودمان صادق و رو راست باشیم همجنین که بعدن این الگو را در مورد دیگران هم استفاده خواهیم کرد. نباید از منشاء و علت اضطراب گریخت. باید آن را دید و در آن تامل کرد زیرا در دیدن است که مسایل و مشکلات به روشنی و وضوح آشکار می شوند و این اقدام آغاز درمان اضطراب و نشانه های آن است. سلامتی ما از هنگامی آغاز میشود که با مسایل و مشکلات روبرو شویم:

۱- بسیار مهم است که اول آزاد بوده و در حالت آرامش کامل قرار گرفته و ریلکسیشن کامل داشته باشیم بطوری که عضلات بدنمان را شل و آزاد کرده و کاملن در زمان حال قرار بگیریم یعنی ذهنمان را برای دقایقی از گذشته و آینده و دیگران و قضاوت هایشان رها سازیم بطوریکه مقاومت ما در مورد تغییر از بین برود و ازحال گریز از خود آزاد و جدا شویم و بپذیریم که توانایی بهترو سالم تر زندگی کردن را داریم، یعنی از چهار چوب ساختگی که به دور خود کشیده ایم بیرون آییم.

۲- باورهای غلط خود را مرور کنیم. و نگذاریم که خطاهای شناختی ما مانع از انجام اینکار شوند.
۳- برای خود منطق نتراشیده و بنوعی خود و اعمالمان را توجیه نکنیم و خود را آماده کنیم که تواناییهای خود را برای آگاهی، یادگیری و ایجاد پرسش افزایش دهیم.
۴- با خودمان خلوت کرده و بپرسیم که چرا مضطرب هستیم، چرا میترسیم، چرا حسودیم، چرا سوء ظن داریم و چرا خودمان یعنی آن چیزی که هستیم را از دیگران پنهان میکنیم؟

۵- بپذیریم که نگرانی, ترس، حسادت ، وسواس،نفرت و سوء ظن فکری داریم. بپذیریم که خود را سرزنش میکنیم، احساس گناه میکنیم و خشم فرو خورده ومسایل دیگری ازاین قبیل داریم.
۶- با خود رو راست و صادق بوده وتقصیر را به گردن دیگران نیندازیم.
۷- از کسی انتظار و توقعی نداشته باشیم.
۸ – نقاط ضعف خود را قبول کنیم و عیوب خود را بدون قضاوت مثبت و منفی مرور کرده و شخصیت خودمان را نه آنگونه که وانمود میکنیم بلکه آنگونه که هست قبول کنیم.

۹ – روبرو شدن با اضطراب ناشی از پندارهای بیهوده، باورهای غلط، عادتهای گذشته تصورات ذهنی، ترسهاس بی مورد و موهوم، نگرانیهای بیهوده نسبت به آینده، توقعات بیجا و داوری های غلط در مورد دیگران بسیار دشوار است ولی بخاطر خودمان باید با آن مواجه شویم. چون این آغاز درمان ماست. درمان روان شناختی با پرسشهای از این قبیل آغاز میشود.

برای بسیاری از افراد این پرسش بوجود می آید که که چرا ما نمی توانیم به درستی از تجربه های گذشته خود استفاده کنیم که در پاسخ ای پرسش باید چنین گفت: اولن؛ بر اثر اشتباه آموزی بیشتر ما برداشت درستی از تجربه نداریم. تجربه یعنی آموختن از اشتباهات گذشته و تکرار نکردن آن اشتباهات است. اما ما یک کار اشتباه را مرتب تکرار میکنیم و فکر میکنیم که دارای تجربه هستیم.

البته دارای تجربه هستیم منتها تجربه در تکرار و انجام یک کار غلط. دومن؛ اگر این پرسش را به دقت در ذهنمان مرور کنیم متوجه ساختار ذهنی خود خواهیم شد که خرافی و اسطوره ای است و این نیز بازمانده محیطی است که درآن زندگی میکنیم و ما نمیتوانیم از لیوانی که آب فاسد و مسموم کننده درآن است انتظار چیز دیگری داشته باشیم مگر انکه آن آب را دور بریزیم ، لیوان را شسته و ضدعفونی کنیم و یک نو شیدنی گوارای شیرین در آن ریخته و از نو شیدن آن لذت ببریم. به همین جهت با ذهن خود هم باید یک جنین کاری بکنیم و جهان را با عینک عقلانیت و اخلاق بنگریم؛ به قول مولوی:

پیش چشمت داشتی شیشه کبود
زان کبودت جمله عالم مینمود.
پس با خودمان صداقت داشته باشیم که بدون صداقت بقول دکتر ویسکات ( مضمون ترجمه) نه آزادی وجود دارد، نه رشد واقعی , نه امید زنده، نه واقعیت،. نه زمان و مکان و دنیای واقعی نه عشق، چون عشق بدون صداقت در تعلق داشتن و مالکیت است. و بقول وی احساساتی که صداقت ندارند از حماقت سرشارند، دنیای بی صداقت رویایی است به دور از واقعیت. بدون صداقت امید میمیرد و هیچ چیز واقعی نیست و بدون صداقت همه چیز هیچ است.

نکات و راهکارهایی که دراین نوشته عنوان شد آغازیست برا ی کمک به خود که با یاری یک متخصص و همت و پشتکار و علاقه میتوان قدم به قدم این راه را پیمود و بعد از درمان کامل خود رادر دنیای کاملن متفاوت و پر مفهومی دید و از خود پرسید که این دنیا تا کنون کجا بوده است. با امید اینکه تمام کسانیکه دارای اضطراب هستند بتوانند از ان رها شده و به دنیای واقعی قدم نهند پاینده باشید.
برگرفته از: http://www.pezeshkonline.ir/index.php?ToDo=ShowArticles&AID=14222

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *